Toggle stanza 1
چون من بی صبر و دل خواهم که آن رو بنگرم
1

چون من بی صبر و دل خواهم که آن رو بنگرم

اول از بیم رقیب این سو و آن سو بنگرم

2

سوزدم جان ز آرزوی آن خط و عارض به باغ

سایه سنبل چو بر گلهای خود رو بنگرم

3

بر میان صد رشته جان با کمر بستی گره

تا به کی چندین گره بسته به یک مو بنگرم

4

روی من به گفته ای یا ماه، رخصت ده دمی

تا گشایم برقع و روی تو نیکو بنگرم

5

من همی میرم پس زانوی غم در بزم عیش

تا کیت با این و آن زانو به زانو بنگرم

6

در تماشای تو حیرانم ندانم چون کنم

زلف و رخ یا خال و خط یا چشم و ابرو بنگرم

7

چند گوی از زخم چوگان تو باشد بهره مند

من ز حسرت اشکریزان دور در گو بنگرم

8

بر لب جو یک زمان بنشین که پنهان از رقیب

عکس رخسار تو را افتاده در جو بنگرم

9

بر دل جامی چو ناوک می‌زنی بهر خدای

سخت‌تر می‌کش کمان تا زور بازو بنگرم

Sources

Persian text source: Ganjoor