غزل شمارهٔ 149
Poet: Jami
Toggle stanza 1داغ هجرم لب خشک از مژه تر میسازد
11
داغ هجرم لب خشک از مژه تر میسازد
شربت مرگ من از خون جگر میسازد
22
خط مشکین که بناگوش تو میآراید
فتنه تازه پی اهل نظر میسازد
33
هرکه جوید شرف وصل تو از حیله عقل
بهر بام فلک از شعبده پر میسازد
44
ساخت زر روی مرا عشق و ز خونابه دل
صورت نام تو را سکه زر میسازد
55
مفتی شهر کزو مدرسه آلود به عیب
ساکن صومعه شد تا چه هنر میسازد
66
شیخ زراق که از غیب خبر میگوید
سر فرو برده ندانم چه خبر میسازد
77
تا کند تحفه خسرو که بود طوطی هند
جامی از رشح نی کلک شکر میسازد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

