غزل شمارهٔ 384
Toggle stanza 1سحر نسیم صبامژده حبیب آورد
11
سحر نسیم صبامژده حبیب آورد
نوید مقدم گل سوی عندلیب آورد
22
بعید نیست که صد جان به مژده بستاند
بدین بشارت دولت که عن قریب آورد
33
گذشت باد بر آن پیرهن که سوی چمن
به دامن سمن و جیب غنچه طیب آورد
44
بلاست تیغ فراق و حبیب می داند
که این بلا به سر من همه رقیب آورد
55
طریق عشق چه پویم که بخت تیره مرا
ز قسمت ازل اندوه و غم نصیب آورد
66
به هرزه درد سر خویش داد و رنج طبیب
کسی که بر سر بیمار دل طبیب آورد
77
غریب شهر تو جامی نداشت دسترسی
جز آنکه پیش تو این گفته غریب آورد
Sources
Persian text source: Ganjoor

