Toggle stanza 1
سحر نسیم صبامژده حبیب آورد
1

سحر نسیم صبامژده حبیب آورد

نوید مقدم گل سوی عندلیب آورد

2

بعید نیست که صد جان به مژده بستاند

بدین بشارت دولت که عن قریب آورد

3

گذشت باد بر آن پیرهن که سوی چمن

به دامن سمن و جیب غنچه طیب آورد

4

بلاست تیغ فراق و حبیب می داند

که این بلا به سر من همه رقیب آورد

5

طریق عشق چه پویم که بخت تیره مرا

ز قسمت ازل اندوه و غم نصیب آورد

6

به هرزه درد سر خویش داد و رنج طبیب

کسی که بر سر بیمار دل طبیب آورد

7

غریب شهر تو جامی نداشت دسترسی

جز آنکه پیش تو این گفته غریب آورد

Sources

Persian text source: Ganjoor