Toggle stanza 1
پیش تو جا نمی توانم کرد
1

پیش تو جا نمی توانم کرد

وز تو خو وا نمی توانم کرد

2

می توانم ز خویش قطع امید

وز تو قطعا نمی توانم کرد

3

بی تو گفتم که صبر پیشه کنم

گفتم اما نمی توانم کرد

4

خود کرم کن به بوسه موعود

که تقاضا نمی توانم کرد

5

سوختم ز آتش نهان و هنوز

آشکارا نمی توانم کرد

6

سرو خواندم قد تو را وز شوم

سر به بالا نمی توانم کرد

7

جامی از من شکیب و صبر مجوی

که من اینها نمی توانم کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor