غزل شمارهٔ 517
Toggle stanza 1از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ
11
از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ
لذت می مست داند هوشیاران را چه حظ
22
ای امید ما همه از تو به نومیدی بدل
غیر نومیدی ز تو امیدواران را چه حظ
33
یافت با سنبل ز جعد مشکسایت شمه ای
ورنه از طوف چمن باد بهاران را چه حظ
44
خاک پایت گر نباشد جای بالین زیر سر
بر سر کوی تو شبها خاکساران را چه حظ
55
گرنه هر سو بلبلی چون من زند دستان شوق
از بهار خوبی آخر گل عذاران را چه حظ
66
من ز بخت خود لگد کوبم به راه آن سوار
ورنه از آزردن موران سواران را چه حظ
77
دیده بی خواب جامی گشت از آن رخ بهره مند
از فروغ مه به جز شب زنده داران را چه حظ
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

