بخش 16 - عمعق بخارایی
Poet: Jami
عمعق - رحمه الله تعالی، وی نیز از شعرای ماوراء النهر است و استاد شعرای وقت خود است و این چند بیت که در مفتتح یکی از قصاید گفته بغایت بدیع و لطیف است:
اگر موری سخن گوید و گر مویی روان دارد
من آن مور سخنگویم من آن مویم که جان دارد
تنم چون سایه مویست و دل چون دیده موران
ز هجر غالیه مویی که چون موران میان دارد
اگر با موی و با موری شبانروزی شوم همره
نه مور از من خبر یابد نه موی از من نشان دارد
به چشم مور در گنجم ز بس زاری و بس سستی
اگر خواهد مرا موری به چشم اندر نهان دارد
من آن مورم که از زاری مرا مویی بپوشاند
من آن مویم که از سستی کم از موری توان دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
کنون هر کس که جان دارد، هوای بوستان دارد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1021
سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد
جهانی سوی بیرنگی ز حسرت کاروان دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1003
اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
عقیق لب چرا چون تشنگان زیر زبان دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1004
به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
سحر از چاکهای دل به گردون نردبان دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1005
فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد
سری دارمکه تا خاک هوای اوست جان دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1007
بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایهبان دارد
بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 120
غلام آن سبکروحم که با من سر گران دارد
جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 170
تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد
نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 30
اگر ذاتی تواند بود کز هستی توان دارد
من آن ذاتم که او از نیستی جان و روان دارد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 35 - در ستایش شعر خویش گوید
مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
زجوهر تیغ من بند خموشی بر زبان دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2923
Sources
Persian text source: Ganjoor

