بخش 16
Poet: Jami
شتری مهارکشان در صحرایی چرید، موشی به او رسید، وی را بی خداوند دید حرصش بر آن داشت که مهارش گرفته به خانه خود روان شد شتر نیز از آنجا که فطرت او مفطور بر انقیاد است و جبلت او مجبول بر عدم مخالفت و عناد، با او موافقت کرد.
چون به خانه وی رسید سوراخی دید به غایت تنگ. گفت: ای محال اندیش این چه بود که کردی؟ خانه تو چنین خرد و جثه من چنین بزرگ، نه خانه تو از این بزرگتر تواند شد نه جثه من از این خردتر، میان من و تو صحبت چون درگیرد و مجالست چون صورت پذیرد؟
چون روی راه اجل زینسان که می بینم تو را
در قفا از بار حرص و آز اشتروارها
بارهای خویش را چیزی سبک گردان که نیست
تنگنای مرگ را گنجایی این بارها
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
بهر گمره کردن پاکانست این زنارها
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 23
ای بهار جلوه بسکن کز خجالت یارها
در عرق شستند خوبان رنگ از رخسارها
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 286
بسکه شد حیرتپرستِ جلوهات گلزارها
گل ز برگ خویش دارد پشت بر دیوارها
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 287
حیرت دل گر نپردازد به ضبطکارها
ناله میبندد به فتراک تپشکهسارها
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 288
در میان پرده خون عشق را گلزارها
عاشقان را با جمال عشق بیچون کارها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 132
ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها
گل ز سودای رخت افتاده در بازارها
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 300
ارسطاطالیس گوید: بهترین پادشاهان آن است به کرگس ماند گرداگرد او مردار، نه آن که به مردار ماند گرداگرد او کرگس، یعنی می باید که وی از حال حوالی خود آگاه باشد و حوالی وی غافل، نه وی از حال حوالی خود غافل باشد و حوالی وی از حال وی آگاه.
پادشه باید که باشد همچو کرگس با خبر
JamiBaharistanروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 7
گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها
همچو اشک خود به خون غلطم میان خارها
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 8
Sources
Persian text source: Ganjoor

