شتری مهارکشان در صحرایی چرید، موشی به او رسید، وی را بی خداوند دید حرصش بر آن داشت که مهارش گرفته به خانه خود روان شد شتر نیز از آنجا که فطرت او مفطور بر انقیاد است و جبلت او مجبول بر عدم مخالفت و عناد، با او موافقت کرد.

چون به خانه وی رسید سوراخی دید به غایت تنگ. گفت: ای محال اندیش این چه بود که کردی؟ خانه تو چنین خرد و جثه من چنین بزرگ، نه خانه تو از این بزرگتر تواند شد نه جثه من از این خردتر، میان من و تو صحبت چون درگیرد و مجالست چون صورت پذیرد؟

چون روی راه اجل زینسان که می بینم تو را

در قفا از بار حرص و آز اشتروارها

بارهای خویش را چیزی سبک گردان که نیست

تنگنای مرگ را گنجایی این بارها

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

در خم گیسوی کافر کیش داری تارها

بهر گمره کردن پاکانست این زنارها

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 23

ای بهار جلوه بس‌کن کز خجالت یارها

در عرق شستند خوبان رنگ از رخسارها

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 286

بسکه شد حیرت‌پرستِ جلوه‌ات‌ گلزارها

گل ز برگ خویش دارد پشت بر دیوارها

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 287

حیرت دل گر نپردازد به ضبط‌کارها

ناله می‌بندد به فتراک تپش‌کهسارها

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 288

در میان پرده خون عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 132

ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها

گل ز سودای رخت افتاده در بازارها

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 300

ارسطاطالیس گوید: بهترین پادشاهان آن است به کرگس ماند گرداگرد او مردار، نه آن که به مردار ماند گرداگرد او کرگس، یعنی می باید که وی از حال حوالی خود آگاه باشد و حوالی وی غافل، نه وی از حال حوالی خود غافل باشد و حوالی وی از حال وی آگاه.

پادشه باید که باشد همچو کرگس با خبر

JamiBaharistanروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 7

گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها

همچو اشک خود به خون غلطم میان خارها

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 8

Sources

Persian text source: Ganjoor

بخش 16 — Baharistan · ZindeRood