بخش 10 - حکایت آن پیر هشتاد ساله که پیش طبیب رسید و از وی علاج ضعف خود پرسید و جواب دادن طبیب که علاج تو آنست که جوان شوی و از هشتاد به چهل واپس روی
Toggle stanza 1کرد پیری عمر وی هشتاد سال
11
کرد پیری عمر وی هشتاد سال
از حکیمی حال ضعف خود سؤال
22
گفت دندانم ز خوردن گشته سست
ناید از وی شغل خاییدن درست
33
چون نگردد لقمه نرمم در دهان
هضم آن بر معده می آید گران
44
هضم در معده چو باشد ناتمام
قوت اعضا چه سان بخشد طعام
55
منتی باشد ز تو بر جان من
گر بری این سستی از دندان من
66
گفت با آن پیر دانشور حکیم
کای دلت از محنت پیری دو نیم
77
چاره ضعفت پس از هشتاد سال
جز جوانی نیست وان باشد محال
88
رسته دندان تو گردد قوی
گر ازین هشتاد چل واپس روی
99
لیک چون واپس شدن مقدور نیست
گر به این سستی بسازی دور نیست
1010
چون اجل از تن جدایی بخشدت
از همه سستی رهایی بخشدت
Sources
Persian text source: Ganjoor

