بخش 102 - مناجات در انتقال از حلم به بشر و طلاقت وجه
Toggle stanza 1ای ز حکمت همه را پشت به کوه
11
ای ز حکمت همه را پشت به کوه
نیست بی پشتی ازان هیچ گروه
22
کوه حلم تو صدا احسان است
جان مادر تن ازان رقصان است
33
زان نوا مست سماعیم همه
جسم و جان کرده وداعیم همه
44
در سماعند چو ما ملک و ملک
دور آن بیشتر از دور فلک
55
هر سماعی که نه جاویدانیست
نه سماع است که سرگردانیست
66
پاکه با هستی خود کوفتن است
فرق خود را به لگد کوفتن است
77
جامی از دست خود از دست شده ست
وز لگدکوب خودی پست شده ست
88
از لگدکوب خودش باز رهان
وز غم نیک و بدش باز رهان
99
گرچه خود را به یقین جلوه ده است
بر جبینش ز گمان صد گره است
1010
پرده از چشم یقینش بگشای
گره دل ز جبینش بگشای
Sources
Persian text source: Ganjoor

