بخش 30 - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جست
Toggle stanza 1آن موسوس بر لب دریا نشست
11
آن موسوس بر لب دریا نشست
تا کند بهر تقرب آبدست
22
دید دریایی پر از ماهی و مار
چغز و خرچنگش هزار اندر هزار
33
هر طرف مرغان آبی در شناه
غوطه زن از قعر دریا قوت خواه
44
گفت دریایی که چندین جانور
گردد اندر وی به صبح و شام در
55
کی سزد کز وی بشویم دست و روی
شستم اکنون دست خود زین شست و شو
66
چشمه ای خواهم به سان زمزمی
کوته از وی دست هر نامحرمی
77
کانچه شد آلوده از آلودگان
فارغند از وی جگر پالودگان
Sources
Persian text source: Ganjoor

