بخش 35 - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشت
Toggle stanza 1می شد اندر حشم حشمت و جاه
11
می شد اندر حشم حشمت و جاه
پادشاوار وزیری در راه
22
گرد او حلقه مرصع کمران
موکبش ناظم عالی گهران
33
دیدن حشمت او باده اثر
چشم نظارگیان مست نظر
44
هر که آن دولت و شوکت نگریست
بانگ برداشت که این کیست این کیست
55
بود چابک زنی آنجا حاضر
گفت تا چند که این کیست آخر
66
رانده ای از حرم قرب خدای
کرده در کوکبه دوران جای
77
خورده از شعبده دهر فریب
مبتلا گشته به این زینت و زیب
88
زیر این دایره پر خم و پیچ
مانده ای از همه محروم به هیچ
99
آمد آن زمزمه در گوش وزیر
داشت در سینه دلی پند پذیر
1010
بر هدف کارگر آمد تیرش
صید شد کوه سپر نخجیرش
1111
همه اسباب وزارت بگذاشت
به حرم راه زیارت برداشت
1212
بود تا بود در آن پاک حریم
همچو پاکان به دل پاک مقیم
1313
ای خوش آن جذبه که ناگاه رسید
زخم آن بر دل آگاه رسید
1414
صاحب جذبه ز خود باز رهد
وز بد و نیک خرد باز رهد
1515
جای در کعبه امید کند
روی در قبله جاوید کند
Sources
Persian text source: Ganjoor

