بخش 2 - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان

Toggle stanza 1
بعد حمد حق و درود نبی
1

بعد حمد حق و درود نبی

نیست پوشیده بر ذکی و غبی

2

که ظلال الله اند پادشهان

راحت رنجیدیدگان جهان

3

سایه بان ساخته ز چتر سیاه

زآفتاب حوادث اند پناه

4

چترشان مختصر به پیش نظر

ظلش از نور مهر شامل تر

5

ملک اگر جمع اگر پریشان است

اثر عدل و ظلم ایشان است

6

عدل ایشان کند به دانش و داد

خانه ملک را قوی بنیاد

7

ظلم ایشان به کین نوی و کهن

خلق را بر کند ز بیخ و ز بن

8

ملک کشت است و عدل ابر پر آب

ملک دادت خدا به عدل شتاب

9

تخم کشتی در آبیاری کوش

دارش از تشنگی و خواری گوش

10

کشت بی آب هیچ بر ندهد

چون شجر خشک شد ثمر ندهد

11

عدل چون ملک را شود معمار

هیچ چیز دگر نیاید کار

12

هم سپاهی ز شاه گردد شاد

هم رعیت ازو شود آباد

13

هم خلایق رهد ز محنت و بیم

هم خزاین شود پر از زر و سیم

14

دشمنان گردن نیاز نهند

شیوه انقیاد ساز دهند

Sources

Persian text source: Ganjoor