شمارهٔ 8
Toggle stanza 1کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
11
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
خون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
22
با خاک ره ز روی مذلت برابرم
آب رخم همیرود و نان نمیرسد
33
پیپارهای نمیکنم از هیچ استخوان
تا صدهزار زخم به دندان نمیرسد
44
سیرم ز جان خود به سر راستان ولی
بیچاره را چه چاره چو فرمان نمیرسد
55
از آرزوست گشته گرانبار غم دلم
آوخ که آرزوی من ارزان نمیرسد
66
یعقوب را دو دیده ز حسرت سپید گشت
وآوازهای ز مصر به کنعان نمیرسد
77
از حشمت اهل جهل به کیوان رسیدهاند
جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
88
از دستبرد جور زمان اهل فضل را
این غصه بس که دست سوی جان نمی رسد
99
حافظ صبور باش که در راه عاشقی
هر کس که جان نداد به جانان نمیرسد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد
هر تشنهلب به چشمه حیوان نمیرسد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4091
عمری گذشت و نامهٔ جانان نمیرسد
دیری است پیک مصر به کنعان نمیرسد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4092
جان در مقام عشق به جانان نمیرسد
دل در بلای درد به درمان نمیرسد
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 239

