شمارهٔ 48
Toggle stanza 1عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
11
عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
هنگام گل که دیده بی می قدح نهاده
22
زین زهد و پارسایی بگرفت خاطر من
ساقی بده شرابی تا دل شود گشاده
33
صوفی که دی نصیحت میکرد عاشقان را
امروز دیدمش مست، تقوا به باد داده
44
این یک دو روز دیگر گل را غنیمتی دان
گر عاشقی طرب جوی، با ساقیان ساده
55
گل رفت ای حریفان غافل چرا نشینید
بی بانگ رود و چنگ و بی یار و جام باده
66
در مجلس صبوحی دانی چه خوش نماید
عکس عذار ساقی در جام می فتاده
77
مطرب چو پرده سازد شاید اگر بخواهند
از طرز شعر حافظ در بزم شاهزاده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ماییم و مجلس می خوبی سه چار ساده
من در میانه پیری دین را به باد داده
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1743
در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟
بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاهزاده؟
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2389
آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده
فردا از او ببینی صد حور رو گشاده
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2390
بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده
ما را ز خویش بستان خود را دمی به ما ده
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6641
سر پا برهنگانیم اندر جهان فتاده
جان را طلاق گفته دل را به باد داده
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 715

