شمارهٔ 42

Toggle stanza 1
تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
1
تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
جان و دل افتاده‌ اندر زلف و خالت در بلا
2
آنچه جان عاشقان از دست هجرت مى‌کشد
کس ندیده در جهان جز کشتگان کربلا
3
ترک ما گر مى‌کند رندى و مستى جان من
ترک مستورى و زهدت کرد باید اولا
4
وقت عیش و موسم شادى و هنگام طرب
پنج‌روز ایّام عشرت را غنیمت دان دلا
5
حافظا گر پای‌بوس شاه دستت مى‌دهد
یافتى در هر دو عالم رتبت عز و علا

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor