شمارهٔ 33
Toggle stanza 1ساقیا ساغر شراب بیار
11
ساقیا ساغر شراب بیار
یک دو جام شراب ناب بیار
22
داروی درد عشق یعنی می
کاوست درمان شیخ و شاب بیار
33
آفتاب است و ماه باده و جام
در میان مه آفتاب بیار
44
میکند عقل سرکشی تمام
گردنش را ز می طناب بیار
55
بزن این آتش مرا آبی
یعنی آن آتش چو آب بیار
66
گل اگر رفت گو به شادی رو
باده ناب چون گلاب بیار
77
غلغل بلبل ار نماند چه غم
قلقل شیشه شراب بیار
88
غم دوران مخور که رفت به باد
نغمه بر بط و رباب بیار
99
وصل او جز به خواب نتوان دید
دارویی کاوست اصل خواب بیار
1010
گرچه مستم سه چار جام دگر
تا به کلی شوم خراب بیار
1111
یک دو رطل گران به حافظ ده
گرگناه است و گر ثواب بیار

