غزل شمارهٔ 258
Poet: Hafez
Toggle stanza 1هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1127
به کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز
در آب آینه، موجیست بینشیب و فراز
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1711
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 69
برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
هلا بیا شب لولی و کار هر دو بساز
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1201
به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
که گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1202
جزای نیک و بد خلق با خدای انداز
که دست ظلم نماند چنین که هست دراز
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 143
گروهی از سر بیمغز بیخبر گویند
بریده به سر بدگوی تا نگوید راز
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 144
خوشا سپیدهدمی باشد آنکه بینم باز
رسیده بر سرِ الله اکبرِ شیراز
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 31 - در وصف شیراز
شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز
ز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 32 - در لیلةالبراة فرمودهاست
سکوت معنویان را بیا و کار بساز
لباس مدعیان را بسوز و دور انداز
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 181

