غزل شمارهٔ 395
Toggle stanza 1گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
11
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن
22
بِفْشان عَرَق ز چهره و اطرافِ باغ را
چون شیشههایِ دیدهٔ ما پُرگُلاب کُن
33
اَیّامِ گُل، چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دورِ بادهٔ گلگون، شتاب کُن
44
بُگْشا به شیوه، نرگسِ پُرخوابِ مست را
وز رَشک، چَشمِ نرگسِ رَعنا به خواب کن
55
بویِ بنفشه بشنو و زُلْفِ نگار گیر
بِنْگَر به رنگِ لاله و عَزْمِ شراب کُن
66
زآن جا که رسم و عادتِ عاشقکشی توست
با دشمنان، قَدَح کَش و با ما عِتاب کُن
77
همچون حُباب، دیده به رویِ قَدَح گُشای
وین خانه را قیاسِ اساس از حُباب کُن
88
حافظ وِصال میطَلَبَد از رهِ دُعا
یا رب! دعایِ خستهدلان، مُسْتَجاب کُن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دل گر نه داغ عشق فروزد کباب کن
در خانهای که گنج نیابی خراب کن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2491
صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
پیرانه سر تلافی عهد شباب کن
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 757
دل را به آتش نفس گرم آب کن
ای غافل از خزان گل خود را گلاب کن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6372
ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
از روی گرم خود بط می را کباب کن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6373
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 396

