غزل شمارهٔ 273
Poet: Hafez
Toggle stanza 1اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
11
اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش
22
شِکَنجِ زلفِ پریشان به دستِ باد مده
مگو که خاطرِ عُشّاق، گو پریشان باش
33
گَرَت هواست که با خِضْر همنشین باشی
نهان ز چشمِ سِکَندَر چو آبِ حیوان باش
44
زبورِ عشق نوازی نه کارِ هر مرغی است
بیا و نوگُلِ این بلبلِ غزلخوان باش
55
طریقِ خدمت و آیینِ بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
66
دگر به صیدِ حرم تیغ برمکش، زنهار
وز آن که با دلِ ما کردهای پشیمان باش
77
تو شمعِ انجمنی، یکزبان و یکدل شو
خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
88
کمالِ دلبری و حُسن در نظربازی است
به شیوهٔ نظر، از نادرانِ دوران باش
99
خموش حافظ و از جورِ یار ناله مکن
تو را که گفت که در رویِ خوب، حیران باش؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
کرم کن و عرق انفعال احسان باش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1761
هوس وداع بهار خیال امکان باش
چو رنگ رفته بهباغ دگر گلافشان باش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1762
ز خارزار تعلق کشیده دامان باش
به هر چه می کشدت دل ،ازان گریزان باش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4999

