غزل شمارهٔ 479
Toggle stanza 1صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
11
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
22
در بحر مایی و منی افتادهام، بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
33
خونِ پیاله خور که حلال است خون او
در کار یار باش که کاریست کردنی
44
ساقی به دست باش که غم در کمین ماست
مطرب نگاه دار همین ره که میزنی
55
مِی ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
«خوش بگذران و بشنو از این پیرِ منحنی»
66
ساقی به بینیازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی «هو الغنی»
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
یوسف بن الحسین - قدس الله سره - گفته است: همه نیکوییها در خانه ایست و کلید آن تواضع و فروتنی؛ و همه بدیها در خانه ایست و کلید آن مایی و منی.
جمع است خیرها همه در خانه و نیست
JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 25
ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2997
ساقی بیار باده سغراق ده منی
اندیشه را رها کن کاری است کردنی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3000
آسودهخاطرم که تو در خاطر منی
گر تاج میفرستی و گر تیغ میزنی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 602
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
تاریکی از وجود بشوید به روشنی
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 61
ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی
در سر منی مکن که به ترکیب چون منی
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 189

