بخش 3 - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ

Toggle stanza 1
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
1
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
از آهنگری ارّه و تیشه کرد
2
چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت
ز دریای‌ها رودها را بتاخت
3
به جوی و به رود آب‌ها راه کرد
به فرخندگی رنج کوتاه کرد
4
چراگاه مردم بدان برفزود
پراگند پس تخم و کشت و درود
5
برنجید پس هر کسی نان خویش
بورزید و بشناخت سامان خویش
6
بدان ایزدی جاه و فرّ کیان
ز نخچیر گور و گوزن ژیان
7
جدا کرد گاو و خر و گوسفند
به ورز آورید آن‌چه بُد سودمند
8
ز پویندگان هر چه مویش نکوست
بکشت و به سرشان برآهیخت پوست
9
چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم
چهارم سمور است کش موی گرم
10
بر این گونه از چرم پویندگان
بپوشید بالای گویندگان
11
برنجید و گسترد و خورد و سپرد
برفت و به جز نام نیکی نبرد
12
بسی رنج برد اندر آن روزگار
به افسون و اندیشهٔ بی‌شمار
13
چو پیش آمدش روزگار بهی
از او مردری ماند تخت مهی
14
زمانه ندادش زمانی درنگ
شد آن هوش هوشنگ با فرّ و سنگ
15
نه پیوست خواهد جهان با تو مهر
نه نیز آشکارا نمایدت چهر

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor