Toggle stanza 1
چهارم فروهل بد و زنگله
1

چهارم فروهل بد و زنگله

دو جنگی به کردار شیر یله

2

به ایران نبرده به تیر و کمان

نبد چون فروهل دگر بدگمان

3

چو از دور ترک دژم را بدید

کمان را به زه کرد و اندر کشید

4

برآورد زان تیرهای خدنگ

گرفته کمان رفت پیشش به جنگ

5

ابر زنگله تیرباران گرفت

ز هر سو کمین سواران گرفت

6

خدنگی به رانش برآمد چو باد

که بگذشت بر مرد و بر اسب شاد

7

به روی اندر آمد تگاور ز درد

جدا شد از او زنگله روی زرد

8

نگون شد سر زنگله جان بداد

تو گفتی همانا ز مادر نزاد

9

فروهل فروجست و ببرید سر

برون کرد خفتان رومی ز بر

10

سرش را به فتراک زین برببست

بیامد گرفت اسب او را به دست

11

به بالا برآمد به سان پلنگ

به خون غرقه گشته بر و تیغ و چنگ

12

درفش خجسته برآورد راست

شده شادمان یافته هرچ خواست

13

خروشید زان پس که پیروز باد

سر خسروان شاه فرخ نژاد

Sources

Persian text source: Ganjoor