بخش 19
Poet: Ferdowsi
Metre: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
Poetic form: Masnavi
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1به گودرز گفت آن زمان پهلوان
11
به گودرز گفت آن زمان پهلوان
کز ایدر برو زود روشن روان
22
پیامی ز من پیش کاووس بر
بگویش که مارا چه آمد به سر
33
به دشنه جگرگاه پور دلیر
دریدم که رستم مماناد دیر
44
گرت هیچ یادست کردار من
یکی رنجه کن دل به تیمار من
55
ازان نوشدارو که در گنج تست
کجا خستگان را کند تن درست
66
به نزدیک من با یکی جام می
سزد گر فرستی هم اکنون به پی
77
مگر کاو ببخت تو بهتر شود
چو من پیش تخت تو کهتر شود
88
بیامد سپهبد بکردار باد
به کاووس یکسر پیامش بداد
99
بدو گفت کاووس کز انجمن
اگر زنده ماند چنان پیلتن
1010
شود پشت رستم به نیرو ترا
هلاک آورد بیگمانی مرا
1111
اگر یک زمان زو به من بد رسد
نسازیم پاداش او جز به بد
1212
کجا گنجد او در جهان فراخ
بدان فر و آن برز و آن یال و شاخ
1313
شنیدی که او گفت کاووس کیست
گر او شهریارست پس طوس کیست
1414
کجا باشد او پیش تختم به پای
کجا راند او زیر فر همای
1515
چو بشنید گودرز برگشت زود
بر رستم آمد به کردار دود
1616
بدو گفت خوی بد شهریار
درختیست خنگی همیشه به بار
1717
ترا رفت باید به نزدیک او
درفشان کنی جان تاریک او

