بخش 17
Poet: Ferdowsi
Metre: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
Poetic form: Masnavi
Reciter: فرشید ربانی
Toggle stanza 1چو بگذشت سال از برم شست و پنج
11
چو بگذشت سال از برم شست و پنج
فزون کردم اندیشه و درد و رنج
22
به تاریخ شاهان نیاز آمدم
به پیش اختر دیرساز آمدم
33
بزرگان و بادانش آزادگان
نبشتند یکسر همه رایگان
44
نشسته نظاره من از دورشان
تو گفتی بدم پیش مزدورشان
55
جز احسنت از ایشان نبُد بهرهام
بِکَفت اندر احسنتشان زهرهام
66
سر بدرههای کهن بسته شد
وزان بند روشن دلم خسته شد
77
ازین نامور نامداران شهر
علی دیلمی بود کو راست بهر
88
که همواره کارش بخوبی روان
به نزد بزرگان روشنروان
99
حسین قتیب است از آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان
1010
ازویم خور و پوشش و سیم و زر
وزو یافتم جنبش و پای و پر
1111
نیَم آگه از اصل و فرع خراج
همیغلتم اندر میان دواج
1212
جهاندار اگر نیستی تنگدست
مرا بر سر گاه بودی نشست
1313
چو سال اندر آمد به هفتاد و یک
همی زیر بیت اندر آرم فلک
1414
همی گاه محمود آباد باد
سرش سبز باد و دلش شاد باد
1515
چنانش ستایم که اندر جهان
سخن باشد از آشکار و نهان
1616
مرا از بزرگان ستایش بود
ستایش ورا در فزایش بود
1717
که جاوید باد آن خردمند مرد
همیشه به کام دلش کار کرد
1818
همش رای و هم دانش و هم نسب
چراغ عجم آفتاب عرب
1919
سرآمد کنون قصهٔ یزدگرد
به ماه سفندارمذ، روزِ اَرد
2020
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهانداور کردگار
2121
چو این نامورنامه آمد به بُن
ز من روی کشور شود پر سخُن
2222
از آن پس نمیرم که من زندهام
که تخم سخن من پراگندهام
2323
هر آنکس که دارد هُش و رای و دین
پس از مرگ، بر من کند آفرین

