Toggle stanza 1
چو بنشست بر تخت شاه اردشیر
1

چو بنشست بر تخت شاه اردشیر

از ایران برفتند برنا و پیر

2

بسی نامداران گشته کهن

بدان تا چگونه سرآید سخن

3

زبان برگشاد اردشیر جوان

چنین گفت کای کار دیده گوان

4

هر آنکس که برگاه شاهی نشست

گشاده زبان باد و یزدان پرست

5

بر آیین شاهان پیشین رویم

همان از پس فره و دین رویم

6

ز یزدان نیکی دهش یاد باد

همه کار و کردار ما داد باد

7

پرستندگان راهمه برکشیم

ستمگارگان را به خون درکشیم

8

بسی کس به گفتارش آرام یافت

از آرام او هرکسی کام یافت

9

به پیروز خسرو سپردم سپاه

که از داد شادست و شادان ز شاه

10

به ایران چو باشد چنو پهلوان

بمانید شادان و روشن روان

Sources

Persian text source: Ganjoor