Toggle stanza 1
هر که را جام می به دست افتاد
1
هر که را جام می به دست افتاد
رند و قلاش و می‌پرست افتاد
2
دل و دین و خرد ز دست بداد
هر که را جرعه‌ای به دست افتاد
3
چشم میگون یار هر که بدید
ناچشیده شراب، مست افتاد
4
وانکه دل بست در سر زلفش
ماهی‌آسا، میان شست افتاد
5
لشکر عشق‌باز بیرون تاخت
قلب عشاق را شکست افتاد
6
عاشقی کز سر جهان برخاست
زود با دوستش نشست افتاد
7
هر که پا بر سرِ جهان ننهاد
همّت او عظیم پست افتاد
8
سر جان و جهان ندارد آنک:
در سرش بادهٔ الست افتاد
9
وآنکه از دست خود خلاص نیافت
در ره عشق پای‌بست افتاد
10
هان، عراقی، ببر ز هستی خویش
نیستی بهره‌ات ز هست افتاد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor