غزل شمارهٔ 1640
Toggle stanza 1ای بیخردان طور تعین نگزینید
11
ای بیخردان طور تعین نگزینید
با سجده بسازید که اجزای زمینید
22
درکارگه شیوه تسلیم، عروجیست
چندانکه نشان کف پایید جبینید
33
اینجا طرب وهم اقامت چه جنون است
در خانه نیرنگ حنابندی زینید
44
امروز پی نام و نشان چند دویدن
فردا که گذشتید نه آنید نه اینید
55
اندیشهٔ هستی کلف همت مردست
دامن ز غباری که نداربد بچینید
66
چون شمع هوس سر به هوا چند فرازید
گاهی زتکلف ته پا نیز ببینید
77
زین نسبت دوری که به هستیست عدم را
کم نیستکه چون ذره به خورشید قرینید
88
در عالم تجرید چه فرصت شمریهاست
تا صبح قیامت نفس باز پسینید
99
رفتید و نکردید تماشای گذشتن
ای کامن دمی چند به یکجا بنشینید
1010
هرچند نفس ساز کند صور قیامت
در حوصلههای مگس و پشه طنینید
1111
عنقا چه نشان میدهد از شهرت موهوم
چشمی بگشایید که نام چه نگینید
1212
تمثال غبار من و مایید چو بیدل
صد سال گر آیینه زدایید همینید
Sources
Persian text source: Ganjoor

