Toggle stanza 1
تا چند کشد دل الم بیهده ‌کوشی
1

تا چند کشد دل الم بیهده ‌کوشی

چون صبح نفس باختم از خانه بدوشی

2

خجلت ثمر دشت تردد نتوان زیست

ترسم به عرق‌ گم شود از آبله جوشی

3

امروز کسی محرم فریاد کسی نیست

دلکوب خودم چون جرس از هرزه خروشی

4

شمعی که به فانوس خیال تو فروزند

چون آتش یاقوت نمیرد ز خموشی

5

ای خواب تو تلخ از هوس مخمل دنیا

حیف است ز حرف کفنت پنبه‌به‌گوشی

6

گر آگهی از ننگ بدانجامی اقبال

هر چند به گردون رسی از خاک به جوشی

7

تا خجلت پستی نکشد نشئهٔ همت

آن جرعه‌ که بر خاک توان ریخت ننوشی

8

در سعی طلب چشم به فرصت نتوان دوخت

برق آینه‌دار است مبادا مژه پوشی

9

بیدل اگر آگه شوی از درد محبت

یک ‌زخم‌ به صد صبح‌ تبسم‌ نفروشی

Sources

Persian text source: Ganjoor