Toggle stanza 1
دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شد
1

دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شد

قلقل ‌به ‌لب‌شیشه ‌شکستن ‌جرسم شد

2

پرواز ضعیفان تب و تاب مژه دارد

بالی نگشودم ‌که نه چاک قفسم شد

3

فریاد زگیرایی قلاب محبت

هر سوکه‌گذشتم مژه او عسسم شد

4

تا چاشنی بوسی ازآن لعل‌گرفتم

شیرینی لذات دو عالم مگسم شد

5

گفتم به نوایی رسم از ساز سلامت

دل زمزمه تعلیم نبی بی‌نفسم شد

6

کو خواب عدم ‌کز تب و تابم ‌کند ایمن

چون شمع ‌گشاد مژه در دیده خسم شد

7

بر هرخس و خاری‌ که در این باغ رسیدم

شرم نرسیدن ثمرپیشرسم شد

8

سرتا قدمم در عرق شمع فرورفت

یارب زکجا سیر گریبان هوسم شد

9

عنقای جهان خودم اما چه توان کرد

این یک دو نفس الفت بیدل قفسم شد

Sources

Persian text source: Ganjoor