غزل شمارهٔ 1502
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
11
شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
ناله هم غیر صدای کف افسوس نبود
22
از خودم میبرد آن سیل که چون ریگ روان
آبش از آینهٔ آبله محسوس نبود
33
دل مأیوس صنمخانهٔ اندیشه کیست
رنگ اشکی نشکستیم که ناقوس نبود
44
ناله در پردهٔ دل بیهده میسوخت نفس
شمع ما این همه وامانده فانوس نبود
55
گوش ارباب تمیز انجمن سیماب است
ورنه بیتابی دل نیز کم از کوس نبود
66
ای جنون خوش ادب از کسوت هستی کردی
آخر این جیب هوس پردهٔ ناموس نبود
77
زنگ غفلت شدم و پرده رازت گشتم
صافی آینه جز دیده جاسوس نبود
88
تا به یک پر زدن آیینهٔ قمری میریخت
حلقهٔ داغ تو در گردن طاووس نبود
99
دل به هر رنگ که بستیم ندامت گل کرد
عکس و آیینه به هم جز کف افسوس نبود
1010
سجدهاش آیینهٔ عافیتم شد بیدل
راحت نقش قدم غیر زمینبوس نبود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

