غزل شمارهٔ 2723
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1چو قارون ته خاک اگر رفته باشی
11
چو قارون ته خاک اگر رفته باشی
به آرایشگنج و زر رفته باشی
22
چهکارست امل پیشه را با قیامت
به هر جا رسی پیشتر رفتهباشی
33
براین انجمن وا نگردید چشمت
یقین شدکه جای دگر رفته باشی
44
رم فرصت اینجا نفس میشمارد
چو عمرآمدنکو، مگر رفته باشی
55
چو شمعت بهپیش ایستادهست رفتن
ز پا گر نشستی به سر رفته باشی
66
شراریاست آیینهپرداز هستی
نظر تا کنی از نظر رفته باشی
77
غبار تو خواهد جنون کردن آخر
در آن ره که با کروفر رفته باشی
88
دراین بزم تاکی فروزد چراغت
اگر شب نرفتی سحر رفته باشی
99
جهان بیش و کم مجمع امتیاز است
تو پر بی تمیزی به در رفته باشی
1010
چه عزت چه خواری اقامت محال است
به هر رنگ ازین رهگذر رفته باشی
1111
هوا مخملی گر همه آفتابی
وگر سایهای بی سحر رفته باشی
1212
سلامت در این کوچه وقتیست بیدل
که از آمدن بیشتر رفته باشی
Sources
Persian text source: Ganjoor

