غزل شمارهٔ 770
Toggle stanza 1تعین جز افسون اوهام نیست
11
تعین جز افسون اوهام نیست
نگین خندهای میکند نام نیست
22
به بیمقصدی خلق تک میزند
همه قاصدانند و پیغام نیست
33
جهان سرخوش پستی فطرت است
هواهاست در هر سر و، بام نیست
44
فروغ یقین بر دلکش نتافت
درین خانهها وضعگلجام نیست
55
کسیتاکجا ناز سبزانکشد
به هندوستان یک گلاندام نیست
66
به هم دوستان را غنودنکجاست
دو مغزی به هر جنس بادام نیست
77
به غفلت چراغانکنید از عرق
که بالیدن سایه بیشام نیست
88
دماغ حریفان حسرت رساست
به خمیازه ترکن لبت، جام نیست
99
چه اوج سپهر و چه زیرزمین
به هرجا تویی جای آرام نیست
1010
رعونت اگر نشئهٔ زندگیست
سر زنده باگردنت رام نیست
1111
غبار عدم باش و آسوده زی
به این جامه تکلیف احرام نیست
1212
ضروری ندارم سخن میکنم
اداهایم از عالم وام نیست
1313
قناعت کفیل بهار حیاست
گل طینتم بیدل ابرام نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

