Toggle stanza 1
ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
1
ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
نمی‌باشد خبر از شورِ دریا گوشِ ماهی را
2
نفس دزدیدنم در شور امکان ریشه‌ها دارد
زبان با موج می‌جوشد لبِ خاموشِ ماهی را
3
ز دم‌سردی دوران کم نگردد گرمی دل‌ها
فسردن‌ مشکل است از آب‌ دریا جوش ماهی را
4
حریصان را نباشد محنت از حمالی دنیا
گرانی‌ کم رسد از بار درهم دوش ماهی را
5
به جای استخوان از پیکر اینجا تیر می‌‌روید
سراغ عافیت‌ِ کو وضعِ جوشن‌پوشِ ماهی را
6
غریق وصلم و شوق‌ِ کنار آواره‌ام دارد
تپیدن ناکجا وسعت دهد آغوش ماهی را
7
نصیحت‌ کارگر نبود غریقِ عشق را بیدل
به دریا احتیاج در نباشد گوش ماهی را

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor