غزل شمارهٔ 2575

Toggle stanza 1
من سنگدل چه اثر برم زحضور ذکر دوام او
1

من سنگدل چه اثر برم زحضور ذکر دوام او

چو نگین نشدکه فرو روم به خود از خجالت نام او

2

سخن آب‌ گشت و عبارتی نشکافت رمز تبسمش

تک وتاز حسرت موج می نرسید تا خط جام او

3

نه سری‌که سجده بناکند نه لبی‌که ترک ثناکند

به‌کدام مایه اداکند عدم ستمزده وام او

4

سر خاک اگربه هوا رسد چونظرکنی ته پا رسد

نرسیده‌ام به عمارتی‌که ببالم از در و بام او

5

به بیانم آن طرف سخن به تامل آنسوی وهم و وظن

ز چه عالمم‌که به من ز من نرسیده غیرپیام او

6

تک و پوی بیهده یافتم به هزار کوچه شتافتم

دری از نفس نشکافتم‌که رسم به‌گرد خرام او

7

به هوا سری نکشیده‌ام به نشیمنی نرسیده‌ام

ز پر شکسته تنیده‌ام به خیال حلقهٔ دام او

8

نه دماغ دیده‌گشودنی نه سر فسانه شنودنی

همه را ربوده غنودنی به‌کنار رحمت عام او

9

زحسد نمی‌رسی ای دنی به عروج فطرت بیدلی

تو معلم ملکوت شو که نه‌ای حریف‌ کلام او

Sources

Persian text source: Ganjoor