Toggle stanza 1
دل را به خیال خط او سیر فرنگیست
1

دل را به خیال خط او سیر فرنگیست

این آینه صاحب‌نظر از سرمهٔ زنگیست

2

غافل مشو از سیر تماشاگه داغم

هر برگ گلی زین چمن آیینهٔ زنگیست

3

در گلخن وحشتکدهٔ فرصت امکان

دودی‌، شرری چند شتابی و درنگیست

4

چون بشکند این ساز، چه خشم و چه مدارا

زیر و بم تار نفست صلحی و جنگیست

5

از اهل تکبر مطلب ساز شکفتن

چین ‌بر رخ ‌این ‌شعله ‌مزاجان ‌رگ سنگیست

6

محمل کش صف قافله بیتابی شوقیم

چاک دل ما هم جرس ناله به چنگیست

7

جهدی که برآیی زکمانخانهٔ آفاق

نخجیر مراد دو جهان صید خدنگیست

8

حیرت مگر از دل ‌کند ایجاد فضایی

ورنه چو نگه خانهٔ ما گوشهٔ تنگیست

9

چون لاله ز بس‌گرمرو حسرت داغم

صحرا ز نشان قدمم پشت پلنگیست

10

آزادگی موج‌، زگوهر چه خیالی‌ست

تمکین به ره قطرهٔ ما پشتهٔ سنگیست

11

چون شمع ز بس آینه سامان بهارم

تا ناوک آهم‌ سر و برگش پر رنگیست

12

بیدل‌گهر عشق به بحری است‌که آنجا

آیینهٔ هر قطره‌گریبان نهنگیست

Sources

Persian text source: Ganjoor