Toggle stanza 1
از هر طلبی پیش ندامت‌گله‌کردم
1

از هر طلبی پیش ندامت‌گله‌کردم

سودم قدمی چند که دست آبله‌ کردم

2

در غنچگی‌ام یکدلیی بود که چون گل

بر وهم شکفتن زدم و ده دله‌کردم

3

بی‌صحبت پیران نگذشتم ز رعونت

تا حلقه شدن خدمت این سلسله‌ کردم

4

بنیاد شکیبایی من جزو زمین داشت

لرزیدم از اندام وفا زلزله‌ کردم

5

نومیدی سعی از دم فرصت خبرم‌کرد

پا خورد به سنگم جرس قافله‌ کردم

6

پر منفعل افتاد دل از رغبت دنیا

نفرت عملی بود درین مزبله‌ کردم

7

ضبط نفس‌، آیینه ز آفاق جلا داد

زین صیقل معنی مدد حوصله‌کردم

8

مژگان نگشودم به تماشای تعین

سیر عدم و هستی بی‌فاصله‌ کردم

9

بیدل نفس اقسام معانی به فسون بست

فرصت رمقی داشت نیاز صله کردم

Sources

Persian text source: Ganjoor