Toggle stanza 1
بی‌ثمری حصار شد در چمن امید ما
1
بی‌ثمری حصار شد در چمن امید ما
طرهٔ امن شانه‌زد سایهٔ برگ‌بید ما
2
آینه‌داری فنا ناز هوس نمی‌کشد
خط به رقم‌کشیده‌اند از ورق سفید ما
3
دردسر جهان رنگ درخور دانش است و بس
نیست به‌کسب عافیت غیرجنون مفید ما
4
دعوی احتیاج پوچ خجلت سعی‌کس مباد
قفل جهان بی‌دری زنگ زد ازکلید ما
5
عبرت چشم بسملیم‌، پردهٔ فقر ما مدر
آستر است ابرهٔ خلعت روز عید ما
6
گر فکند تبسمت‌گل به مزار عاشقان
بال سحرکشد نفس ازکفن شهید ما
7
نیست چو التفات دل میکدهٔ تعلقی
آبله پایی نفس شد قدح نبید ما
8
ربشهٔ تخم‌وحدتیم از تک‌وپوی مامپرس
صرف هزار جاده است منزل ناپدید ما
9
خاک مزار عبرتیم، پردهٔ ساز غیرتیم
زخمه به برق می‌زند ممتحن نشید ما
10
بیدل ازین‌کف غبارکز دل خاک جسته‌ایم
پرده‌در تحیر است‌،‌گفت تو و شنید ما

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 189 — Ghazaliyat · ZindeRood