Toggle stanza 1
گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
1

گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد

صد صبح اگر بخندد یک لب نمک ندارد

2

رنگ دویی در این باغ رعنایی خیال است

سیر جهان تحقیق ملک و ملک ندارد

3

پوچ است غیر وحدت نقد حساب‌ کثرت

اعداد چیزی از خود چون رفت یک ندارد

4

اسلام وکفر هریک واحد خیال ذات است

در چشم دور و نزدیک خورشید شک ندارد

5

دل نوبهار هستی‌ست امّا چه می‌توان‌کرد

رنجی‌ که دارد این‌ گل خار و خسک ندارد

6

پامال عجز باشید تدبیرها جز این نیست

مست است فیل تقدیر یاد کجک ندارد

7

آیینه آب سازید تا چند وهم صیقل

مکتوب ساده‌لوحی تشویش حک ندارد

8

ذوق طراوت ازگل آغوش غنچگی برد

زخمی‌ که آب دزدد غیر از گزک ندارد

9

افشای راز ظالم موقوف تیره‌روزی‌ست

تا غافل از زگال است آتش محک ندارد

10

آفات دهر بیدل تنبیه غافلان نیست

طبع خر آنقدرها ننگ ازکتک ندارد

Sources

Persian text source: Ganjoor