غزل شمارهٔ 1016
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
11
گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد
صد صبح اگر بخندد یک لب نمک ندارد
22
رنگ دویی در این باغ رعنایی خیال است
سیر جهان تحقیق ملک و ملک ندارد
33
پوچ است غیر وحدت نقد حساب کثرت
اعداد چیزی از خود چون رفت یک ندارد
44
اسلام وکفر هریک واحد خیال ذات است
در چشم دور و نزدیک خورشید شک ندارد
55
دل نوبهار هستیست امّا چه میتوانکرد
رنجی که دارد این گل خار و خسک ندارد
66
پامال عجز باشید تدبیرها جز این نیست
مست است فیل تقدیر یاد کجک ندارد
77
آیینه آب سازید تا چند وهم صیقل
مکتوب سادهلوحی تشویش حک ندارد
88
ذوق طراوت ازگل آغوش غنچگی برد
زخمی که آب دزدد غیر از گزک ندارد
99
افشای راز ظالم موقوف تیرهروزیست
تا غافل از زگال است آتش محک ندارد
1010
آفات دهر بیدل تنبیه غافلان نیست
طبع خر آنقدرها ننگ ازکتک ندارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

