Toggle stanza 1
خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل است
1

خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل است

عیش موجی‌ست‌که سرگشتهٔ توفان‌گل است

2

غنچه را بوی دل‌افزا سخن زیرلبی‌ست

خلق خوش ابجد طفلان دبستان‌گل است

3

محو رنگینی گلزار تماشای توام

از نگه تا مژه‌ام عرض خیابان گل است

4

بسکه صد رنگ جنون زنده شد ازبوی بهار

دم عیسی خجل از جنبش دامان‌گل است

5

درگلستان وفاسعی کسی ضایع نیست

رنگ هم‌گر رود از خود پی سامان‌گل است

6

عالمی چشم به‌گرد رم ما روشن‌کرد

دم صبح‌، آینه‌پرداز چراغان گل است

7

ای خوش آن دیده‌که درانجمن ناز و نیاز

بال بلبل به نظر دارد و حیران‌گل است

8

دور بیهوشی‌‌ما را قدحی لازم نیست

گردش رنگ همان لغزش مستان‌گل است

9

غنچه‌سان غفلت ما باعث جمعیت ماست

ورنه بیداری‌گل خواب پریشان‌گل است

10

ماتم و سور جهان آینهٔ یکدگرند

مقطع آه سحر مطلع دیوان‌گل است

11

دیده‌ای واکن و نیرنگ تحیر دریاب

این‌گلستان همه یک زخم نمایان‌گل است

12

بیدل ازیاد رخش غوطه به‌گلشن زده‌ایم

سر اندیشهٔ ما محوگریبان گل است

Sources

Persian text source: Ganjoor