غزل شمارهٔ 228
Toggle stanza 1عمریست ناز دیدهٔ تر میکشیم ما
11
عمریست ناز دیدهٔ تر میکشیم ما
از اشک، انتظارگهر میکشیم ما
22
تسخیرحسن درخور حیرتنگاهی است
صید عجب به دام نظرمیکشیم ما
33
دامنکشان ز ناز به هر سوگذرکنی
چون سایه زیرپای توسرمیکشیم ما
44
از خلق اگرکنارهگرفتیم مفت ماست
کشتی زچارموج خطرمیکشیم ما
55
پروازما سری نکشید ازشکست بال
امروزناله هم ته پر میکشیم ما
66
ای چرخ پاس آه دل خسته لازم است
این رشته را ز پایگوهر میکشیم ما
77
عمریست درادبکدهٔ وضع خامشی
از ناله انتقام اثر میکشیم ما
88
شمع خموش انجمن داغ حیرتیم
خمیازهٔ خمار نظر میکشیم ما
99
داغ سپهر مرهم کافور میبرد
زین آهکزجگر چوسحرمیکشیم ما
1010
همچوننفس بنایجهان برتردداست
درمنزلیم ورنج سفرمیکشیم ما
1111
فرصتکفیل اینهمه شوخی نمیشود
آیینهای به روی شرر میکشیم ما
1212
بیدل به جرم آنکه چو آیینه سادهایم
خاکسترست آنچه به بر میکشیم ما
Zameen

