غزل شمارهٔ 1018
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1نامم هوس نگین ندارد
11
نامم هوس نگین ندارد
نظمم چو نفس زمین ندارد
22
همت چه فرازد از تکلف
دامان سپهر چین ندارد
33
هستی جز شبهه نیست لیکن
بر شبهه کسی یقین ندارد
44
در طبع لئیم، شرم کس نیست
خستن عرق جبین ندارد
55
هرچند به دامنش بپوشی
دست کرم آستین ندارد
66
درد وطن از شکسته دل پرس
چینی جز مو ز چین ندارد
77
هر سو نظر افکنی اسیریم
صیادی ما کمین ندارد
88
خود خصم خودیم ورنهگردون
با خلق ضعیف کین ندارد
99
عیش و الم از تو پیش رفتهست
فرصت دم واپسین ندارد
1010
عیش و الم از تو پیش رفتهست
فرصت دم واپسین ندارد
1111
ما و تو خراب اعتقادیم
بت، کار به کفر و دین ندارد
1212
تعداد به عالم احد نیست
او در هرجاست این ندارد
1313
هر جلوه که ناگزیر اویی
خواهی دیدن ببین ندارد
1414
شوقیست ترانهسنج فطرت
بیدل سر آفرین ندارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

