غزل شمارهٔ 2221
Toggle stanza 1در عالم حق شهرت باطل چه فروشم
11
در عالم حق شهرت باطل چه فروشم
جنسم همه لیلیست به محمل چه فروشم
22
کفرست فضولی به ادبگاه حقیقت
در خانهٔ خورشید دلایل چه فروشم
33
قانون ادب غلغل تقریر ندارد
دف نیستم افسون جلاجل چه فروشم
44
نقد همه پوچ است چه دانا و چه نادان
در مدرسهٔ وهم مسایل چه فروشم
55
بر نقد هنرکیسهٔ حاجت نتوان دوخت
ملا نیام اجزای رسایل چه فروشم
66
جمعیت دل شکوهٔ کوشش نپسندد
گردی ز رهم نیست به منزل چه فروشم
77
عمریست که بازارکرم گرد کسادست
اینجا بهجز آب رخ سایل چه فروشم
88
آیینهٔ تحقیق ز تمثال مبراست
حیران خیالم به مقابل چه فروشم
99
سودایی اوهام تعلق نتوان زیست
ای هرزه خیالان همه جا دل چه فروشم
1010
بیمایگی رنگ اثر منفعلم کرد
خونم همه آب است به قاتل چه فروشم
1111
در بحر به آبی گهرم را نخریدند
خشکم ز تحیرکه به ساحل چه فروشم
1212
اظهار قماش همه کس نقص و کمالیست
آیینه ندارم من بیدل چه فروشم
Sources
Persian text source: Ganjoor

