غزل شمارهٔ 2038
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتم
11
تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتم
مژه گشتم سر مویی به خمیدن رفتم
22
صبح از بی نفسی قابل اظهار نبود
زین گلستان به غبار ندمیدن رفتم
33
تا به مقصد بلدم گشت زمینگیری عجز
همه جا پیشتر از سعی رسیدن رفتم
44
نبض جهدم شرر کاغذ آتش زده است
یک مژه راه به صد چشم پریدن رفتم
55
چون هلالم چقدر نشئهٔ تسلیم رساست
سرکشی داغ شد از بس به خمیدن رفتم
66
شور این بزم جنون خیره دماغی میخواست
دل نپرداخت به افسانه شنیدن رفتم
77
این شبستان به چراغان هوس یمن نداشت
که به صد چشم همان داغ ندیدن رفتم
88
یأس بر حیرت حال گهرم میگرید
قطرهای داشتم از یاد چکیدن رفتم
99
سیر گلزار تمنای تو طاووسم کرد
غوطه در رنگ زدم تا به پریدن رفتم
1010
بیدل آندم که به تسلیم شکستم دامن
تا در امن به پای نرسیدن رفتم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

