Toggle stanza 1
در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها
1

در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها

این صنعت الفاظ است یا شوخی مضمون‌ها

2

بر هرچه نظر کردیم کیفیت عبرت داشت

گردون ز کجا واکرد دکانچهٔ معجون‌ها

3

نظم گهر معنی چون نثر فراهم نیست

از بس که جنون انگیخت بی‌ربطی موزون‌ها

4

در خلق ادب‌ورزی خاصیت افلاس است

فقر این همه سامان کرد موسایی و قارون‌ها

5

بر نیم درم حاجت صد فاتحه باید خواند

هرجا در جودی بود شد مرقد مدفون‌ها

6

جز کنج مزار امروز کس دادرس کس نیست

انسان چه کند با این خرس و سگ و میمون‌ها

7

تدبیر تکلف چند بر عالم آزادی

معموره قیامت کرد در دامن هامون‌ها

8

تا بی‌نفسی شوید آلودگی هستی

چون صبح به گردون رفت جوش کف صابون‌ها

9

غواصی این دریا بر ضبط نفس ختم است

در شکل حباب اینجاست خم‌ها و فلاطون‌ها

10

از عشق چه می‌گویی‌، از حسن چه می‌پرسی

مجنون همه لیلی گیر، لیلی همه مجنون‌ها

11

بیدل خبر خلوت از حلقهٔ در جستم

گفت آنچه درون دارد پیداست ز بیرون‌ها

Sources

Persian text source: Ganjoor