غزل شمارهٔ 642
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1عمرها شد عجزطاقت سویجیبم رهبرست
عمرها شد عجزطاقت سویجیبم رهبرست
در ره تسلیم دل پاییکه من دارم سرست
تا فروغ شعلهٔ خورشید حسنی دیدهام
صبح اگربالد به چشم منکف خاکسترست
ای که بر نقش قدش دل بستهای هشیار باش
سایهٔ این سرو آشوب قیامتپرورست
ذوق تسلیمی به جیب امتحانت گل نریخت
ورنه همچون شمع، دامن تاگریبانت سرست
گر کند حسنش بساط حیرت آیینه گرم
هر قدر نظارهها بر دیده پیچد جوهرست
سرمهٔ آن چشم، دل را در سیهروزی نشاند
شیشهٔ ما را غبار از موج خط ساغرست
تا تمنای میام گل کرد از خود رفتهام
چون سحر در شوخیِ خمیازهام بال و پرست
آبله در راه شوقم بسکه دارد جوش اشک
نقش پایم هر کجا گل میکند چشم ترست
سعی ما بی دانشان گامری به همواری نزد
هر خطی کز خامهٔ مجنون دمد بیمسطرست
هر سخنکز پرده ی تسلیم خارج گل کند
ناملایمتر ز آهنگ دف بیچنبرست
دست بردل نه، زنیرنگ سراغ ما مپرس
کاروان نالهایم و آتش ما دیگرست
بیدل از پرواز، خجلت دارم، اما چاره نیست
ذرهٔ موهومم وگلکردنم بال و پرست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
مد احسان رشته شیرازه این دفترست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 968
نعمت الوان دنیا مایه دردسرست
خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 969
عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟
رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 970
در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
باده و مهتاب با هم همچو شیر و شکرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 971
دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 972
عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
رشته هموار را بالین و بستر گوهرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 973
روز ما با شب یکی زان آفتاب انورست
زنگ این آیینه از تردستی روشنگرست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 974
نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
غنچهها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 643
Sources
Persian text source: Ganjoor

