غزل شمارهٔ 1604

Toggle stanza 1
توان اگر همه دور آن آسمان گردید
1

توان اگر همه دور آن آسمان گردید

به‌گرد خواهش یک دل نمی‌توان‌گردید

2

جه حرصها که نشد جمع تا به خود چیدیم

هوس متاعی ما عاقبت دکان‌گردید

3

غبار وادی وهم اینقدر هجوم نداشت

نگه به هرزه‌دریها زد و جهان‌گردید

4

دلی به دست تو افتاد مفت شوخیها

به روی آینه صد رنگ می‌توان‌گردید

5

کباب سعی غبار خودم‌که این‌کف خاک

به را شوق تو مرد آنقدرکه جان ‌گردید

6

سرشک اگر قدمی در ره تپش ساید

به هر فسرده‌دلی می‌توان روا‌ن گردید

7

فنا به حسرت بسیار پشت پا زدن است

چمن هزارگل افشاند تا خزان‌گردید

8

ز خود برآمدگان یک قلم فلک‌تازند

نفس دو گام گذشت از خود و فغان گردید

9

خوشم که عشق نکرد امتحان پروازم

شکسته‌بالی من در قفس نهان گردید

10

دگر مپرس ز تاب جدایی‌ام بیدل

به درد دل‌که دلم سخت ناتوان‌گردید

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor