غزل شمارهٔ 1098
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1وداع عمر چمنساز اعتبارم کرد
11
وداع عمر چمنساز اعتبارم کرد
سحر دماندن پیری سمن بهارم کرد
22
به رنگ دیدهٔ یعقوب حیرتی دارم
که میتوان نمک خوان انتظارم کرد
33
تعلق نفسم سوخت تا کجا نالم
غبار وهم گران گشت و کوهسارم کرد
44
دل ستمزده صد جا غم تظلم برد
شکست آینه با عالمی دچارم کرد
55
غبار میدمد از خاک من قدح در دست
نگاه مست که سیر سر مزارم کرد
66
به نیم چشم زدن قطع شد وجود و عدم
گذشتگی چقدر تیغ آبدارم کرد
77
نهفته داشت قضا سرنوشت مستی من
نم عرق ز جبین شیشه آشکارم کرد
88
کنون ز خود مژه بندم که عبرت هستی
غبار هر دو جهان بر نگاه بارمکرد
99
امید روز جزا زحمت خیال مباد
می نخورده در این انجمن خمارم کرد
1010
چو شمع چاره ندارم ز سوختن بیدل
وفا گلی به سرم زد که داغدارم کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

