غزل شمارهٔ 2667
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1کیستم من نفس سوختهٔ منجمدی
11
کیستم من نفس سوختهٔ منجمدی
دل خون گشته و گل کرده غبار جسدی
22
نقش تصویر خیالی ز اثر نومیدم
دعویام شوخی و مستی و ندارم سندی
33
وصل جستم دو جهان جلوه دچارم کردند
چه صنمها که ندیدم به سراغ صمدی
44
هر چه موقوف بیانست شماری دارد
از احد هم نتوان یافت بغیر از عددی
55
جز خموشی که کس انگشت به حرفش ننهد
سخنی کو که ندارد ز زبان دست ردی
66
غنچهٔ سر گره وهم تعلق تا چند
ای نسیم دم شمشیر شهادت مددی
77
عرض هستیست گزندی که علاجش عدمست
نیست امروز به خود بینی ما چشم بدی
88
موج را عقد گهر کرد به خود پیچیدن
میشود ضبط نفس رشتهٔ عمر ابدی
99
مژدهٔ عافیتی یافتم از کلفت دهر
موی چشم آینه را گشت حضور نمدی
1010
هر کجا بیدل از این باغ نهالست بلند
در هوای قد او ناله کشیدهست قدی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

