غزل شمارهٔ 292
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1بیدماغی با نشاط از بس که دارد جنگها
11
بیدماغی با نشاط از بس که دارد جنگها
باده گرداندهست بر روی حریفان رنگها
22
غافلند ارباب جاه از پستی اقبال خویش
زیر پا بودهست صدرآرایی اورنگها
33
وادی عشق است اینجا منزل دیگر کجاست
جز نفس در آبله دزدیدن فرسنگها
44
بینیازی از تمیز کفر و دین آزاد بود
از کجا جوشید یارب اختراع ننگها
55
زاهدان، از شانه پاس ریش باید داشتن!
داء ثعلب بیپیامی نیست زین سر چنگها
66
تا نفس باقیست باید با کدورت ساختن
در کمین آینه آبیست وقف زنگها
77
چرب و نرمی هرچه باشد مغتنم باید شمرد
آب و روغن چون پر طاووس دارد رنگها
88
هرچه از تحقیق خوانی بشنو و خاموش باش
ساز ما بیرون تار افکنده است آهنگها
99
آخر این کهسار یک آیینه دل خواهد شدن
شیشه افتادهست در فکر شکست سنگها
1010
بیدل اسباب طرب تنبیه آگاهیست، لیک
انجمن پر غافل است از گوشمال چنگها
Sources
Persian text source: Ganjoor

