Toggle stanza 1
گلفزوش از پرتو شمع من است این انجمن
1

گلفزوش از پرتو شمع من است این انجمن

رنگ می‌بالید تاگردید رنگین انجمن

2

عارف از سیرگریبان دهر را دل می‌کند

می‌شود خلوت به حکم چشم حق بین انجمن

3

عالمی رفت از خود و برخاست آشوب جنون

سایهٔ بال پری کرده‌ست سنگین انجمن

4

بی‌نشان شوقی ‌که نیرنگش برون است از حساب

با فقیران خلوت است و با سلاطین انجمن

5

گوشه‌ای می‌خواستم زین دشت بیتابی غبار

مشورت از هرکه جستم‌گفت‌: برچین انجمن

6

گر خورد بر گوشت ‌آواز سپند از مجمری

در وداع وهم دارد رقص تحسین انجمن

7

ناکجا با هرجنون طبعی طرف باید شدن .

لب بهم بند وتهی‌کن ازسخن چین انجمن

8

زین علایق هیچ چیزت خار دامنگیر نیست

گر تو می‌خیزی نمی‌گردد شلایین انجمن

9

خود گدازی مطلبی چون شمع انشا کرده‌ایم

مصرع ما را ندارد تاب تضمین انجمن

10

ما حریفان جهدها داربم و تنها می‌رویم

ازگرو تازی‌ست در هر خانه‌ای زین انجمن

11

برخود از غوغا نمی‌چید اینقدر سامان ناز

یاد اگر می‌کرد از یاران پیشین انجمن

12

ظاهر و باطن چه دارد غیر هستی و عدم

آن تغافل این نگاه‌، آن خلوت و این انجمن

13

بیدل اینجا تر زبانان مایهٔ درد سرند

شمع‌ گر خاموش‌ گردد گوید آمین انجمن

Sources

Persian text source: Ganjoor